سختی ها....

خداجونم سلام

 

امشب وقتی که نمازمو خوندم وبر روی سجاده عشق بی سروصدا اشک ریختم

 

یه حس عجیبی داشتم نمیدونم ؟آرامش بود یا ناراحتی ؟واقعا نمیدونم

 

خدایا سختی ها زیاده واسونی هم هست یه جورایی اینا باهم مکمل اند

 

باهم قشنگن اما خدایا من یکسال دعا کردم واشک ورازونیاز ونذرونذور چرا؟

 

چرا آخه قبول نکردی؟مگه چه قدر سخت بود واست؟اما امسال قبول کن دیگه

 

باشه؟قبول؟قبول میکنی؟خدایاااااا توکه بهتراز هرکس دیگه ای حرف دلمو میدونی

 

پس منم ازت یه معجزه میخوام ،میخوام که کمکم کنی.کمک کمک کمک کمک.

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

"چال لپ" است دیگر... . . . گاهی هوس میکند رخ بنماید و هوش و حواس "مذکر جماعت" را به یغما ببرد...!

کوله پشتی

چه قالب نازییییییی سلام خوبی خوشگلم؟ نمیدونم چرا حس خوبی ندارم نسبت به اون برنامه شاید تا حالا کامل نشستم ببینم. [مغرور][پلک]

پری

سلام ملیکای عزیزم ... لینک شدی آجی جون[تایید]

پری

ملیکا جونم شرمنده این پستتو نخونده بودم خدا بهت میگه صبر کن بهترین رو بهت میدم [قلب][قلب][قلب][قلب] امیدوار باش گلم

ستایش

امید وارم همیشه موفق باشی....[لبخند][گل]

درد دل با دل

سلام عزیزم خوشحالم که به کلبه خرابه ام سر زدی شما رو لینک کردم بازم منتظرتم

kimia

salam khanoomi merci veb toam khoshgele areeeeee movafegammmm

mahsa

سلام عزیزم وب توام خیلی عالیه لینکی ایشالا به خواسته دلتم برسی ملیکا جان.....

سلام زندگی

این حس خیلی قشنگه انگار خدا امد کنار ادم ..... ادم نمیدونه از کجا شروع کنه چی بگه ......این حس پیچیدست گاه گداری خدا جواب مارو میده ما قدرت درک نداریم واقعا نمیفهمیم جواب راز و نیازو اشکامونو گرفتیم خدا بزرگه اما یه قلب نازکو کوچیکی داره که اصلا درد بندهاشو نمیتونه تحمل کنه زود جوابشو میده .....ا