من و...

حس عجیبی بود خیلی عجیب نمیدونم چجوری بود تصورش سخته.

 

من بودم و اون فقط ما دوتا.من میگفتم واون گوش میداد.بدون حرف وفقط سکوت می کرد.

 

آرامشم را برهم نزد تالحظه آخر باهام بود انگار واقعا درکم کرده بود .

 

فهمیده بود چقدر دلم گرفته ازاین هرج ومرج زمونه که همه چیزش باهم جور نیست.!

 

بلاخره یه کمبودی داره وکسی هم جلودارش نیست.حرف حرفه خودش.

 

هرکار دلش بخواد میکنه وکسی حقه اعتراض هم نداره!!!!!!!!!!!

 

بهش گفتم :یادمه دقیقا ماه رمضون گذشته شب های احیا همش دعا وگریه ونیایش..

 

فقط به یه نیت ،خوب قبول نکردی .

 

فقط یه کلمه بهم بگو چرا ؟چرا؟چرا؟آخه چرا؟

 

چیزی نگفت وفقط بازهم سکوت کرد.با تندی فریاد کشیدم پس چرا جواب نمیدی؟

 

باز هم صبوری کردوچیزی نگفت .دستمو گرفت وسرم رو ،روی شونه هاش گذاشت

 

من هم زار زار گریه کردم و اون فقط به هق هق هام گوش داد.

 

من هم آروم آروم خوابم برد .وقتی که بیدار شدم دیدم نبود اون آرامش نبود .

 

باز هم دلم گرفت اما در عوض فهمیدم که مثه خدا صبوری کنم همه چیز درست میشه.

 

ولی خیلی سخته صبوری سخته خیلی خیلی سخته صبر خدا رو برم چقدره که تموم

 

نمیشه .ای کاش ماهم یه همچین صبری داشتیم.

 

/ 14 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوله پشتی

فقط باید توکل کرد که به اون صبر خدایی رسید.. البته صبر خدا خیلیییییییی زیاده ولی ما هم میتونیم در حد خودمون صبور باشیم. باید توکل کرد عزیز دلم.[بغل]

mahsa

سلام مرسی از حضورت ایشالا همیشه آروم باشی

مهسا

گرگ عاشق آهویی شد, تمام دندان هایش راکشید تا او را نخورد, ولی آهوی اورفت! و حالا او مانده و بره هایی که به او میخندند···· این است رسم زندگی ، ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺷﺒﻴﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺡ ﻧﺒﺎﺵ!! ﻫﻴﭽﻜﺲ, ﺩﻳگرﯼ ﺭﺍ, ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻴﺰﯼ ﻛﻪ ﻫﺴﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ! ﻋﻼﻗﻪ ﯼ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ , ﺍﺯ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ می ﺸﻮﺩ, ﻧﻴﺎﺯﻫﺎیی ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﺭﻭﺯﯼ, ﺁﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮﻱ, ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. حسین پناهی

پارسا خرداد

سلام وبلگ خيلي عالي دارين از رنگ تا كامنتاتون همه چيزش بهم مي خوره تبريك [گل] خوشحال ميشم به وبلاگ خودتون هم سر بزنين http://umbrellafortherain.mihanblog.com/ منتظر نظراي خوبتون هستم

سلام زندگی

من که اصلا صبور نیستم همش تخصیر دلمه دست خودم نیست که[راک]

پری...

خیلی قشنگ بود دوست من[گل]

باروونی

سلام ملیکا ..برای تبادل لینک ب ما سر بزن:)

هومن

سلام دوست عزیز . از وبلاگ زیبایت خوشم امد. حرفی دارم که امیدوارم به ان توجه کنی ... ایا میدانی یکی از دردهای جامعه ما اینست که زیاد دروغ میگیم؟ ایا میدانی ممکن است در روز بارها دروغ بگیم بی اینکه خودمان متوجه بشیم؟ خلاصه اینکه جامعه ما به بیماری خیلی شدید دروغ دچاره... و برای درمان ان لازمه این بیماری رو بشناسیم... ایا میخوای تو هم در درمان این بیماری شریک بشی ؟ www.besooyerasty.mihanblog.com besuyerasty@gmx.com