شیرینی های عید....

هنوز خانه تکانی ها تموم نشده که مامان تصمیم به پخت شیرینی کرد تا دیگه بعد از

پخت شیرینی بقیه ی خانه را تکانی بده ...

مهزاد هم که دیگه از صد تا شیرینی پختن بد تر بس که فضوله ای کاش زود تر این

شیرینی پختنا ، خانه تکانی ها،آجیل درست کردن وخرید تموم شه دیگه خسته شدم...

هرروز جیز های گوناگونی اتفاق می افته قبل از عید...

حالا چه خوب باشه چه بد انشاالله که سال خوبی واسه همه باشه.

وشیرینی های مامان زری هم خوشمزه شه

/ 7 نظر / 9 بازدید
باران

به به ،نوش جون آناناسی من [ماچ][ماچ] من خونه تتونی تموم کلدم [پلک]

کوله پشتی

شهدا افتادند تا ما بلندتر بایستیم پس بنگر که کجا ایستاده ای ای رفیق...

باران

سلاممممممم[قلب]شیلینی موخام[پلک]

کوله پشتی

ببخش مهربون..رفته بودم راهیان نور...جات خالی بود...

کوله پشتی

شما سن خودتون رو با من مقایسه مینمایی؟!؟!؟!؟! عایا؟

کوله پشتی

قالبت خیلی زیبا نیست..کسل کننده ست نانا...یکی دیگه بذار [پلک]

کوله پشتی

همیشه پدر و مادرت رو درک کن عزیزم...بعضی از این فرشته ها کمی دلشوره هاشون بیشتره خوب. [فرشته]