آه....وآه

سلام.

دوباره اومدم اما مثل همیشه شادوخوشحال نیستم.

امشب دلم خیلی گرفته خیلی ناراحتم اصلا نمیدونم دارم چی مینویسم .

امشب دیگه کلمه هام رنگی رنگی نیست سیاهه متل ابر های درهم .که هر چند ثانیه یک

یادوبار با رعدوبرق هایش نشون میده که دیگه نزدیک به ترکیدن بغضشه ودیگه نمیتونه

خودشوکنترل کنه وشروع به باریدن میکنه فکر کنم دیگه فهمیدین چه حالی ام اما این حال

من هیچ منبع ناراحت کننده ای نداره و نمیدونم چرا یکهو اینطوری شدم.باخودم درگیرم 

این سرما خوردگی لعنتی هم که دیگه روش و این سردرد رو اعصابم.

امیدوارم هرچه زود تر حالم خوبشه چون کلافه شدم.بینهایت....اه اه اه اه.گریهگریهگریه

/ 0 نظر / 6 بازدید