ماجرای کارنامه مهبد...

داداش مهبدی کلاس اول و دانش آموز مامانمه  وایل هر کار دلش میخواست میکرد نه مشق

هاشو انجام میداد ونه گوش به حرف مامان واسه بچه های دیگه رییس بازی در میاورد

تا اینکه مامان و بابا دیدن که واقعا داره ضرر میکنه یه تصمیم جدی گرفتن که باهاش برخورد

کنن ومامان هم در کلاس با مهبد مثل بچه های دیگه برخورد کنه مهبد کاملا حصاب کار

دستش اومده بود شروع کرد به درس خوندن در تمام زمینه های درسی پیشرفت کرد و

شاگرد اول کلاس شد چهارشنبه کارنامه هاشون رو داده بودن وباید یا مامان ویا باباها

میرفتن که کارنامه های بچه هاشون رو بگیرن وچون مامانم معلم مهبد بودبابام رفته بود

ظهر وقتی اومدن دنبال من مامانم نبود مهبد گفت امروز کارنامه هامون رودادن گفتم

معدلت چند شد؟گفت بابا چند شدم بابام گفت خیلی خوب (20 خودمون)تازه فهمیدم

که مامانم به کسی الکی نمره نمیده حتی پسر خودش.تعجبحالا دیگه مهبد دیوونمون

کرده بااین باسواد بودنش همه چیز رو میخونه حتی یادداشت های خصوصی رو که

مربوط به کس دیگه ای....هههههههتعجبخندهنمیدونم خوشحال باشم،یا ناراحت،بخندم،یا

گریه لبخندناراحتخندهگریه؟؟؟؟؟؟

 

/ 2 نظر / 12 بازدید
کوله پشتی

الهیییی.داداش منم با شواد شده و همه چیز رو میخونه..ولی خوب حرف گوش میکنه چون ما ازش بزرگتریم دیگه...خواهر بزرگه هستی و باید خیلی صبور باشی [قلب]