تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٩ | ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ | نويسنده : ملیکا ملک

امروز هنگامی که وارد آشپز خانه شدم دیدم مهبد کنار ظرفشویی مثل یک رباط ظرف

میشوِید تندتند.اول بیخیال شدم اومدم بیرون گفتم الان دست میکشه ومیاد بیرون

اما بعد از مدت نیم ساعت دیگه که به آشپز خانه رفتم دیدم که نه بابا جه زیبا وجالب.تعجب

ظرف هارو که شسته هیچ کف آشپز خونه روکه سرامیک بوده رو هم شستهتعجبخیلی

تعجب اور بود مگه میشه ؟؟؟؟؟اما انگار واقعاااا شده بودتعجب.این شد که وقتی مامان داخل

آشپز خونه شد گفت آفرین ملیکای مامان ظرف هارو شسته من هم کلی ناز آوردم وگفتم

مامان  دیگه خستم درهمین حال که داشتم کلی واسه مامانم ناز می آوردم مهبد از پشت

چنان به کرم زد که هنوز درد میکنهگریهوگفت دختر دروغ نمیگه وهمه چیز رو خراب کردگریهگریهگریه.

این هم از ماجرای ظرق شویی مهبدودروغ ملیکا...خنده داره یا گریه دار؟؟؟

به نظر خودم که گریه دار.


برچسب‌ها: